كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
153
ده سفرنامه ( فارسى )
پادشاه خود پيش آمد و به وى خوشآمد گفت ، همه به اتفاق ايلچى پياده شدند و پس از خوشوبش و احوالپرسى دستجمعى سوار شديم . نوروز خان و ايلچى در جلو ، و همراهان با توجه به مقام و موقعيت خويش با كمى فاصله به ترتيب در عقب حركت مىنمودند هنگام عبور از دشتى كه منتهى به پايتخت مىشد تعدادى از افراد گاردشاهى رموز و فنون سواركارى خود را به منصه ظهور درآوردند آنها با تردستى و مهارت خاصى به نيزهبازى پرداخته و زوبين خود را با دقت زايد الوصفى بهطرف هدف پرتاب مىنمودند و بعضى اوقات سواركاران مجبور مىشدند خود را از اسب به زير بيندازند تا مورد اصابت زوبين قرار نگيرند . يكى از ورزشهاى ديگرى كه « دوغلابازى » ( ! ) نام دارد به وسيله سواركاران به معرض نمايش گذاشته شده بود به اين معنى كه سواركار انتهاى چوب كوچكى را كه طول آن كمى بيش از يك يا رد است در دست مىگيرد و آن را در نزديكى اسب خود كه به سرعت مشغول تاخت است با قوت هرچه تمامتر بهطرف زمين پرتاب مىنمايد و اين ضربه موجب مىشود كه اسب سر خود را برگرداند و در همين حين سواركار با مهارتى قابل تحسين چوب را در هوا كه هنوز در حال چرخش است دوباره مىگيرد . ولى يكى از نمايشهائى كه بيش از همه مورد توجه من قرار گرفت اين بود كه هنگامى كه سواركار در نهايت سرعت مشغول تاخت بود ليموئى را به هوا بالاى سر خود پرتاب مىنمود درحالى كه كاملا بدنش را بهطرف چپ مىچرخاند و خود را به پهلو و تهيگاه اسب مىچسباند ، ليمو را نشانهگيرى مىكرد كه بيشتر اوقات تيرش به هدف اصابت مىنمود بهنظر مىآمد كه در اثر جنب و جوش و حركات مختلف اسب نشانهگيرى سواركار بسيار دشوار خواهد بود ليكن اين عمل نيز مانند ديگر عمليات حيرتانگيز ، نتيجه ممارست زياد مىباشد چرا